<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>شقایق گل من</title>
<link>https://shaghayeghgoli.blogfa.com</link>
<description>تقدیم به تو </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 28 Sep 2010 16:23:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>تنها تو را دوست می دارم</title>
<link>https://shaghayeghgoli.blogfa.com/post/76</link>
<description>تو را به جاي همه ي کساني که نشناخته ام دوست ميدارم تو را به خاطر عطر نان گرم دوست ميدارم براي برفي که آب ميشود دوست ميدارم تو را براي دوست داشتن دوست ميدارم تو را به جاي همه ي کساني که دوست نداشته ام دوست ميدارم تو را به خاطر دوست داشتن دوست ميدارم براي اشکي که خشک شد و هيچ وقت نريخت لبخندي که محو شد و هيچ گاه نشکفت دوست ميدارم تو را به خاطر خاطره ها دوست ميدارم براي پشت کردن به آرزوهاي محال به خاطر نابودي توهم و خيال دوست ميدارم تو را بي آنکه دوستم بداري</description>
<pubDate>Tue, 28 Sep 2010 16:23:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>shaghayeghgoli</dc:creator>
<guid>shaghayeghgoli.blogfa.com/post/76</guid>
</item>
<item>
<title>اینو بدون...</title>
<link>https://shaghayeghgoli.blogfa.com/post/75</link>
<description>ای که هر لحظه از زندگیم از چهره ات و از نگاهت عطر آگین می شود و همچنین از فردای آینده امیدوارم می سازد تو مونس و همدم دل تنهای من هستی و تنها خوشبوترین گلی هستی که من انتخاب نمودم بیا تا سختی دوریت را با در آغوش کشیدنت از یاد ببرم ای دور افتاده ای که هیچ گه از قلب و یادم بیرون نمی روی تا آخرین نفس دوستت دارم چه زیباست به یاد تو با چشمهای خسته گریستن چه زیباست همیشه در تنهایی تو را حس کردن چه زیباست در خیال با تو زندگی کردن عزیزم نام تو بر قلبم خالکوبی شده</description>
<pubDate>Tue, 14 Sep 2010 16:43:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>shaghayeghgoli</dc:creator>
<guid>shaghayeghgoli.blogfa.com/post/75</guid>
</item>
<item>
<title>کاش می شد...</title>
<link>https://shaghayeghgoli.blogfa.com/post/74</link>
<description>كاش مي شد سرزمين عشق را در ميان گام ها تقسيم كرد كاش مي شد با نگاه شاپرك عشق را بر آسمان تفهيم كرد كاش مي شد با دو چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز كرد كاش مي شد با پري از برگ ياس تا طلوع سرخ گل پرواز كرد كاش مي شد با نسيم شامگاه برگ زرد ياس ها را رنگ كرد كاش مي شد با خزان قلب ها مثل دشمن عاشقانه جنگ كرد كاش مي شد در سكوت دشت شب ناله ي غمگين باران را شنيد بعد ، دست قطره هايش را گرفت تا بها ر آرزوها پر كشيد كاش مي شد مثل يك حس لطيف لابه لاي آسمان پرنور شد كاش</description>
<pubDate>Tue, 14 Sep 2010 15:43:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>shaghayeghgoli</dc:creator>
<guid>shaghayeghgoli.blogfa.com/post/74</guid>
</item>
<item>
<title>حقيقت داره دلتنگي .....</title>
<link>https://shaghayeghgoli.blogfa.com/post/73</link>
<description>حقيقت داره دلتنگي دليل اينکه آرومم ،اميد لمس دست هاته همين لبخند پنهاني ،کنار لحن گيراته دليل اينکه تنهايي ، همين دست هاي تنهامه همين دنياي تاريکم ، همين ترديد چشمامه شبيه حس پژمردن ، دچار شک و بي رنگي من و روحم ، تو تنهايي ، حقيقت داره دلتنگي هنوزم مي شه عاشق شد ، هنوزم حال من خوبه ببين دنيا پر از رنگه ، هنوزم عشق ... تو درگيري ، نمي دوني ، چه رويايي به من دادي اگه فکر مي کني سردم ، برو رد شو ، تو آزادي نمي دوني چقدر سخته ، تو پشت نبض ديواري نمي دونم تو</description>
<pubDate>Mon, 26 Jul 2010 06:47:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>shaghayeghgoli</dc:creator>
<guid>shaghayeghgoli.blogfa.com/post/73</guid>
</item>
<item>
<title>شقایق گل همیشه عاشق</title>
<link>https://shaghayeghgoli.blogfa.com/post/31</link>
<description>شقایق گفت :با خنده نه بیمارم، نه تبدارم اگر سرخم چنان آتش حدیث دیگری دارم گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ و زیبایی نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزان بود و صحرا در عطش می سوخت تمام غنچه ها تشنه ومن بی تاب و خشکیده تنم در آتشی می سوخت ز ره آمد یکی خسته به پایش خار بنشسته و عشق از چهره اش پیدای پیدا بود ز آنچه زیر لب می گفت شنیدم سخت شیدا بود نمی دانم چه بیماری به جان دلبرش افتاده بود-اما- طبیبان گفته بودندش اگر یک</description>
<pubDate>Wed, 24 Mar 2010 07:30:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>shaghayeghgoli</dc:creator>
<guid>shaghayeghgoli.blogfa.com/post/31</guid>
</item>
<item>
<title>انتظارت می کشم</title>
<link>https://shaghayeghgoli.blogfa.com/post/58</link>
<description>مهربانم، ای خوب! یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که این جا بین آدم هایی، که همه سرد و غریبند با تو تک و تنها، به تو می اندیشد و کمی، دلش از دوری تو دلگیر است.... مهربانم، ای خوب! یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که چشمش ، به رهت دوخته بر در مانده و شب و روز دعایش اینست؛ زیر این سقف بلند، هر کجایی هستی، به سلامت باشی و دلت همواره، محو شادی و تبسم باشد... مهربانم، ای خوب! یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که دنیایش را، همه هستی و رؤیایش را، به شکوفایی احساس تو، پیوند زده و دلش</description>
<pubDate>Tue, 23 Mar 2010 11:26:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>shaghayeghgoli</dc:creator>
<guid>shaghayeghgoli.blogfa.com/post/58</guid>
</item>
<item>
<title>براي دل رها</title>
<link>https://shaghayeghgoli.blogfa.com/post/72</link>
<description>به شمارش نشستم ... يک روز .... دو روز ... يک هفته ... يک سال .... يک عمر ....! آري يک عمر . يک عمر به پاي تو خواهم نشست . با مهرباني هايت خو گرفته ام . مرگ هم توان گسيختن عشق من را ندارد . و امروز را ... امروز که روز توست . امروز که میخواهم، با دو دست عشق را ، در تار تار گيسوانت بپيچانم ! امروز که میخواهم ، با فشار بوسه هايم ، لبان زيبايت را به بازي در آورم ! امروز که میخواهم ، کمان ابروهايت ، قلب کوچکم را نشانه گيرد ! امروز که ...</description>
<pubDate>Fri, 16 Oct 2009 03:25:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>shaghayeghgoli</dc:creator>
<guid>shaghayeghgoli.blogfa.com/post/72</guid>
</item>
<item>
<title>دستها بالا بود... تقديم به رويا</title>
<link>https://shaghayeghgoli.blogfa.com/post/71</link>
<description>دست ها بالا بود هر کس سهم خودش را طلبيد سهم هر کس که رسيد داغ تر از دل ما بود نوبت من که رسيد سهم من يخ زده بود سهم من چيست مگر يک پاسخ پاسخ يک حسرت سهم من کوچک بود قد انگشتانم عمق آن وسعت داشت وسعتي تا ته دلتنگي ها شايد از وسعت آن بود که بي پاسخ ماند</description>
<pubDate>Fri, 09 Oct 2009 03:42:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>shaghayeghgoli</dc:creator>
<guid>shaghayeghgoli.blogfa.com/post/71</guid>
</item>
<item>
<title>بی تو خواهم مرد...</title>
<link>https://shaghayeghgoli.blogfa.com/post/70</link>
<description>شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی ترابا لهجه ی گل های نیلوفر صدا کردم تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعاکردم پس از یک جستجوی نقره ای درکوچه های آبی احساس تو را از بین گل هایی که در تنهایی ام روِیید با حسرت جدا کردم وتو درپاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی: دلم حیران وسرگردان چشمانی است رویایی ومن تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تورا در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم همین بود آخرین حرفت ومن بعد از عبور تلخ و غمگینت حریم چشمهایم را به روی اشکی</description>
<pubDate>Thu, 01 Oct 2009 09:56:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>shaghayeghgoli</dc:creator>
<guid>shaghayeghgoli.blogfa.com/post/70</guid>
</item>
<item>
<title>هیچکی نمی تونه بفهمه...</title>
<link>https://shaghayeghgoli.blogfa.com/post/69</link>
<description>هیچکی نمیتونه بفهمه که دلم از چی گرفته هیچکی نمیتونه بفهمه که صدام از چی گرفته هیچکی نمیونه تا بامن توی راهم هم سفر شه آخه میترسه که با من با دل من در به در شه هیچکی نمیدونه که چشمام چرا همیشه خیس خیسه چرا هیچکی حتی یه نامه واسه من دیگه نمینویسه هیچکی نمیدونه که قلبم تا حالا چند دفعه شکسته هیچکی نمیدونه سر راه اون تا حالا چند دفعه نشسته آخه تو کلبه سوت و کور و تاریک قلبم خورشید که جا نمیشه میدونم اگه تا لحظه مرگم بگردم دنبالش پیدا نمیشه</description>
<pubDate>Wed, 29 Oct 2008 09:26:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>shaghayeghgoli</dc:creator>
<guid>shaghayeghgoli.blogfa.com/post/69</guid>
</item>
</channel>
</rss>
